السيد محمد حسين الطهراني

18

الله شناسى (فارسى)

و فرموده‌اند : « [ امام صادق عليه السّلام در مجلسى به أبو حنيفه فرمودند : مراد از نعيم خوردنى و آشاميدنى و أمثالهما نيست ] بلكه مراد از نعيم ولايت ما اهل بيت است يعنى از مردم سؤال مىشود كه : تا چه اندازه راه سلوك إلى الله خود را با راه و روش و سيره و منهاج ائمّهء خودتان تطبيق نموده‌ايد ؟ ! و تا چه مقدار از مقام عبوديّت محضه و مطلقه برخوردار شديد ؟ ! و مراد از جَنَّةُ النَّعيم كه در قرآن وارد است نيز همين بهشت است . يعنى : « بهشت ولايت » كه همان بهشت مخلَصين و مقرّبين از اولياى خدا و واصلين به مقام توحيد ذاتى و مندك‌ّشدگان در عوالم ربوبى و صفات جمال و جلال الهى است . بهشت آنان كه شوائب وجودى خود را بطور كلّى به باد نسيان سپردند و همه را تسليم حقّ كردند . با تمام اين شواهد و قرائن حاقّيّهء داخليّه و عارضهء خارجيّه ، ما نعمت را كنايه از ولايت دانستيم ؛ گرچه بحسب ظاهر مراد مطلق نعمت است ، ليكن در حقيقت بايد مراد نعمت ولايت باشد . البتّه در اين تفسير ( تفسير نعمت به ولايت ) نمىخواهيم از ضميمه نمودن روايات وارده اين معنى را بدست آوريم . بلكه مىخواهيم از خود آيات و شواهد موجودهء در آنها اين استفاده را نموده باشيم . علّامه : از خود تقابل ميان نعيم و جَحيم بدست مىآيد كه نعيم ولايت است ملاحظه كنيد ! بعد از اينكه بطور كلّى تكاثر را مُلهى دانست ، و در صورت پيدايش علم اليقين و عين اليقين ، آن را جحيم و آتش سوزنده شمرد ؛ به قرينهء مقابله ، نعيم را كه همان مقام توحيد است - كه در عبد تجلّى مىكند و از آن به عبوديّت محضه تعبير مىگردد - بزرگترين سرمايهء قابل مؤاخذه و مورد پرسش قرار مىدهد ؛ كه بايد ديدگان خود را از تكاثر يعنى زياده و بسيار بينى درهم كشيد و به نعيم كه يگانه بينى و وحدت‌گرائى است بازگشت نمود . كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ